در توضیحات باید عرض کنم منظور از کانون در شعر,کانون دانش پژوهان نخبه است

 

 

سلام ماسون ديگه باهات كاري ندارم

ديگه من باب نمادات احوالي ندارم

بحث دشمن شناسي تموم شد اما يه نكته 

آدم دشمن شناس هستش يه نخبه

نخبه فقط نخبه ي علمي نيست 
ما نخبه ايم بجه هاي كانون بيست
اگر منه رائفي پور مي گم
من از نماد جغد كور مي گم 
مي گم نماد مخفي يهودي
اونم،اونم تو كشور سعودي
نشسته بر كاخ ملك عبدالله 
اونم چحور نه يه لا بلكه دولا
اگر منه رائفي پور گفتم 
من از ستاره و نور گفتم 
من از ستون اپتيك و ابليسك
مي سازم براي خودم برج هاي نوك تيز
ديگه من گفتم از چي ؟
از اون پرگار و قيچي
بالاش يه چشم خداي جهان بين 
وسط يه جي نماد شيطان ، بي دين
ديگه گفتم از نماد هاي ماسون 
9و11و13 هستش از نماد هاي عدديشون
همه اينارو گفتم كه بيدارشن 
مردم خواب رو سرشون هوار شن 
بفهمن كه چي به سرشون مي گذره 
بفهمن كه دنيا دست ماسون خره
كوتاه كنم ببين عزيز دلم 
اصلا سخن با توي صاحب قدم
ديگه برگاي درختاي خونتون رو نشمر 
يا چشماي توپر
دوره گذشت دوره ي يه فراماسون 
دوره شده دوره بچه كانون